محمد مهريار
144
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
كذلك سك : اسم للجند و الكلب و انما لزمهما هذان الاسمان و اشتركا فيهما لأن أفعالهما لفق لأسمائهما و ذلك ان افعالهما الحراسة ، فالكلب يسمى فى لغة سك و فى لغة اسباء و تخفف فيقال : اسبه فعلى هذا جمعوا هذين الاسمين و سموا بهما بلدين كانا معدن الجند الاساورة . » « 1 » از دقت در گفتار حمزه معلوم مىشود كه خوب توجه كرده است كه كلمهء « اسبهان » از « اسب » به معناى فرس آمده و ديگر اينكه اسب و سوار ، گاه و بىگاه به جاى هم در زبان فارسى استعمال مىشود و باز خوب متوجه شده كه « اسبهان » همان صورت جمع « اسباهان » معادل سپاهيان و سواران است و باز خوب توجه داشته كه « اسبه » به تحقيق لغتى است به معناى سگ ولى توجه نداشته است « سگستان » معادل « سجستان » عربى از « اسپه » به معناى سگ فارسى گرفته نشده و در حقيقت سگستان معادل « سجستان » و تحريف يافتهء آن سيستان از ريشهء كلمهء سكا و اقوام سكا گرفته شده است و سكستان به معناى سرزمين سكاهاست . اما دربارهء آنچه كه حمزه گفته است كه « اسپه » نام ديگرى است براى سگ ، بايد توضيحى بياوريم به اين معنا كه در ميانهء لغات محدودى كه از زبان مادى براى ما مانده است ، يكى هم لغت « اسپه » ( به تخفيف ) به معناى « سگ » است . در برخى لهجههاى زبان فارسى حاضر و از جمله خوانسارى و نطنزى و ابو زيدآبادى همين كلمه و به همين صورت به معناى « سگ » مىباشد و پيداست كه اين لهجهها به صورت كهنى باز مىگشته است كه با زبان مادى پيوند نزديكترى داشته است ، ولى البته حمزة متوجه اين معنا نشده است كه « اسپهان » معادل « اسپاهان » از « اسپه » ( به تخفيف ) به معناى سگ گرفته نشده و تازه در معناى اين دو كلمه به صورت جمع نيز دچار اشتباه شده و تصور كرده است كه « اسپاهان »
--> ( 1 ) - ن . ك . به : كتاب معجم البلدان ياقوت حموى . خلاصهء ترجمهء سخنان حمزه چنين است كه : « اصفهان از كلمهء لشكرى گرفته شده است ، به اين معنا كه اگر « اصبهان » را به صورت قديم فارسى آن برگردانيم مىشود « اسباهان » كه جمع است و مفرد آن « اسباه » است و اين كلمه هم نام « سپاه » است و هم نام « سگ » و اين دو را باهم از اين جهت جمع كردهاند كه كار هر دو نگاهدارى و حراست است و « سگ » ( كلب عربى ) گاه در زبان فارسى « سگ » و گاهى هم « اسپه » ( به تخفيف ) تلفظ مىشود و از اين جهت اصفهان را به اين صورت نام گذاشتهاند كه مركز سپاهى و سواران بوده است و « اصبهان » معادل « اسباهان » و سجستان معادل سگستان هر دو از ريشهء « سگ » گرفته شده كه اصل آن « اسباه » به معناى لشكر است . »